مرکز خدمات مشاوره برتر برای انتخاب گزینه برتر. ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری

! راهنمایی ! « برای رفتن به ادامه مطلب روی آیکون سه نقطه سبز رنگ کنار مطلب(آیکون گرد پایین تاریخ مطلب) کلیک کنید »

قالب

اخبار

کد ها

۲۹ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

چرا خانواده ها بر مهریه زیاد اصرار دارند ؟

چرا بعضی از خانواده های دختر دار به مهریه زیاد اعتقاد دارند ؟

زوجینی را دیدم که بعد از آزمایش و دست کردن حلقه ازدواج به دلیل اصرار زیاد پدر و مادر زوجه بر مهریه زیاد از ثبت ازدواجشون در اون جلسه خودداری کردند و مادرش گفت یا آنچه من میگویم یا اینکه به هم میزنیم.

بعد از یکی دو روز پدر و اقوام زوجه که دیدند قضیه جدی است واسطه فرستاده بودند که هر چه شما بگین چون می دیدند که بین اقوام و آشنایان اسم گذاشتن و کنار کشیدن برای اونا بد است اما پسر زیر بار نرفت و به هم زدند . غیر از اینکه پسر کار خوبی انجام نداد که اسم روی دختر مردم گذاشتن و به هم زدن کار خوبی نیست و ...

توقع و اصرار بر مهریه زیاد از طرف خانواده دختر خانوم ها جهت محکم کاری است یا چشم هم چشمی یا منظور دیگری در کار است؟ چرا خانواده ها بر مهریه زیاد اصرار دارند ؟ اگر مهریه زیاد اهرمی برای زن است که مرد نتواند او را طلاق دهد پس چرا اینهمه زندانی مهریه در زندانها وجود دارد ؟ و چرا اینهمه خانوم را می بینیم که در دادگاهها میگویند مهرم حلال و جونم آزاد؟ و چرا خیلی از زندگی ها را می بینیم که با مهریه کم استوار و محکمند؟

 

 

 

تعریف مهریه,   شرایط ندادن مهریه,   قانون جدید مهریه سال ,  مقدار مهریه,   مهریه زن خیانتکار

۰ نظر ۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

تجاوز به دختر 15 ساله

سلام و خوشحالم که بعد از این همه گردش تو اینترنت خانواده برتر رو پیدا کردم تا رک حرفم رو بزنم .


من 23 سالمه و از 15 سالگی بهم تجاوز شد ولی به خانواده ام نگفتم ولی همیشه ترس ازین داشتم که بی آبرو بشم . حالا هم نمی دونم از کجای قصه شروع کنم ولی الان نه راه پس دارم نه طاقت ادامه دادن . تو 17 سالگی به پسر خاله مادرم که از بچگی هم بازی بودیم حقیقتو گفتم . .. و... 5 سال ازم بزرگتره و الان 6 ساله که باهاش رابطه دارم تنها تفاوتمون با یه زن و شوهر عادی اینه که زیر یه سقف نیستیم چون باکره نبودم صیغه اش ام .
چندین بار از خانواده ام خاستگاری کردن ولی قبول نمیکنن وگرنه الان همه چیز رسمی شده بود و من آرامش پیدا میگردم .
از اول اشتباه از خودم بود که اعتماد کردم ولی دوستش داشتم ،اونم تشنه امه و حاضره برام بمیره . نه میتونم فراموشش کنم نه راهی هست که ما علنی ازدواج کنیم. من کارشناس ارشدم و اونم کارمند شرکت و حقوقدانه بسیار عاقل و فهمیده است و باهوشه . هنوزم همون حسی رو که شش سال پیش به هم داشتیم رو داریم و عاشق همیم .با اینکه همه فکر میکنن مجردم ولی تجربه یه زن کامل رو دارم جالبش اینجاست که کل خانواده من هم تو حیطه پزشکی درس خوندن و تحصیل کرده ان. اما اعتقادات مذهبی سختی دارن . تا حالا 8 تا خاستگارمو بخاطرش رد کردم ولی خانوادم نمی فهمن و تا حرفشو می زنم کتکم می زنند. نمیدونم تا کی میتونم ادامه بدم ... جای من بودید چیکار میکردید؟
شش سال با ترس و لذت تو آغوشش بودم . وقتی به عقب بر میگردم باورم نمیشه چیکار کردم .....

 

 

بزرگترین تجاوزهای تاریخ,   تجاوزهای جدید ایران,  تجاوزهای خانوادگی نی نی سایت,  تجاوزهای خطرناک,  تجاوزهای وحشتناک تاریخ,    تجاوزهایی که در ایران رخ داده,  پدر متجاوز

۰ نظر ۲۹۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

چه جوری دوست پسر پیدا بکنم؟

سلام

من یه دختر ۱۷ ساله هستم که دوست دارم دوست پسر داشته باشم! من میدونم این ارتباط ها خوب نیستن و ... ولی من فقط برای یه هم صحبت میخوامش و نه به قصد ازدواج یا چیز دیگری. خواهشا نصیحتم نکنید، من دیگه از تنهایی و نبود همدم خسته شدم.

خونوادم هر کس به فکر خودشه. من میخوام با یکی ارتباط داشته باشم که باهاش درد دل کنم و کمی سرگرم بشم. فقط نمیدونم چه جوری دوست پسر پیدا کنم. از راه چت کردن خوشم نمیاد. تا حالا هم کسی بهم شماره نداده. من باید چکار کنم؟ یه هم صحبت از جنس مخالف میخوام که تنهایی هام رو پر بکنه. من چکار کنم و چه جوری دوست پسر پیدا بکنم؟

پاسخ :

سلام

بذارید یه حقیقتی رو براتون بگم . شما می خواید با یه پسر دوست بشید تا ؛

۱ - یه هم صحبت داشته باشید

۲ - از تنهایی در بیاید

۳ - باهاش درد دل کنید

اهداف خوبی دارید اما یه سوال ؛

شما قراره به اون پسری که این ۳ نیاز شما رو برآورده می کنه چی بدید ؟!

انتظار نداشته باشید که اون پسر مفت و مجانی این سه خدمت رو به شما بکنه و از شما هم هیچی به اون نرسه . می دونید چه کسانی می تونن بدون چشم داشت این سه خدمت رو به شما بکنن ؟

پدر ، برادر ، دایی ، عمو 

فکر می کنم ارزشش رو داشته باشه که برای دور شدن از خطرات دوستی با یه پسر ، ارتباط تون رو با محارم تون بهتر کنید . 

رابطه تون با پدر یا برادرتون خوب نیست ؟ 

خب چرا همون انرژی که می خواید خرج یه پسر غریبه بکنید صرف تقویت روابط با محارم تون نمی کنید ؟!

مطمئن باشید پسر غریبه ای که بخواد مفت و مجانی این خدمات رو به شما بکنه پیدا نمی کنید .

بذارید کمی بد صحبت بکنم ؛

قصد ازدواج که ندارید ، قصد خدمات دادن هم که ندارید ، پس یه پسر با کدوم دلیل باید با شما ارتباط بگیره ؟!

یه پسر وقتی به دختر نزدیک میشه ، یا به قصد ازدواج هست یا به قصد دوستی و خوش گذرونی . اگه ظاهر به اصطلاح زیبایی داشته باشید و به پسری نزدیک بشید ، میشید یک هدف دم دستی و راحت برای سوء استفاده . 

چرا سوء استفاده ؟ چون پسری که قصد ازدواج داشته باشه ، معمولا مادر بچه هاش رو از بین دخترانی که خیلی ساده با پسران دوست میشن انتخاب نمی کنن .

بر فرض محال که یه سر پیدا شد و به رایگان اون ۳ نیاز شما رو برآورده کرد و بعد هم خیلی شیک از شما جدا شد و رفت دنبال زندگیش ، بعدا که خواستید ازدواج کنید یکی از سوالات اصلی پسران اینه که میگن " قبلا با کسی بودید یا نه ؟ " 

شما چی جواب میدید ؟

اگه دروغ بگید ازدواج کنید ، و بعدش ماجرا فاش بشه ، چه جوابی به شوهرتون میدید ؟

اگه بگید بله بودم ، میگن روابط تون در چه سطحی بوده ؟ همدیگه رو لمس کردید ؟ یا ... !!!

آیا می تونید اثبات کنید که فقط حرف زدیم و ... ؟!

به نظر بنده رنج تنهایی رو تحمل کنید و تن به این همه سختی ندید ، بذارید توی همون چاله ای که هستید باشید و خودتون رو توی چاه نیاندازید.

 

 

 

  از چه سنی دوست پسر داشته باشیم,   داشتن دوست پسر خوبه؟,  دوست پسر مجازی, دوست پسر میخوام ,  راه های دوست پسر یابی,   چگونه از یک پسر شماره بگیریم,  چگونه در اینستاگرام دوست پسر پیدا کنیم,  چگونه دوست پسر پیدا کنیم

۰ نظر ۱۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

قربون صدقه های عاشقانه

سلام

همون طور که توجه نشون دادن به همسر، گوش دادن به حرف هاش، درک کردن، احترام گذاشتن بهش، رفع نیازهاش و ... از اهمیت بالایی برخوردار هست ،ابراز محبت کلامی و قربون صدقه رفتن هم از اهمیت بالایی برخوردار هست.

بعضی ها خجالت می کشند کلمات محبت آمیز را به زبان بیاورند یا اینکه احساس می کنند نیازی نیست به همسرشان ابراز علاقه کلامی کنند و قربون صدقه ش برن ،در صورتی که نتیجه ی رفتار ما به خودمون برمی گرده. اگه درست برخورد کنیم، جواب خوبی هم می گیریم.

افراد خجالتی احتمالا بتونن با تمرین به خجالت شون غلبه کنند. مثلا اول به صورت پیامکی یا نامه مطالب احساسی رو به همسرشون بگن و اگر در زمینه بیان مستقیم مشکل دارند کم کم با جملات ساده تر شروع کنند ،در خلوت شون و به تنهایی اینها را مقابل آینه یا غیر از این تمرین کنند و بعد به صورت تلفنی و بعد هم به ان شاء الله به صورت رو در رو.

قربون صدقه رفتن محدود به زمان های خاصی نمیشه ، مثلا خانم ها می تونن وقتی از همسرشون خواسته ای دارن ( مثلا خرید میوه ) به جای اینکه فقط بگن میوه بخر ،بگن عزیزم ( یا جونم یا اسمش+م مالکیت) لطفا اگه تونستی میوه هم بخر. اگه فراموش کرد بجای سرزنش کردن بگن عزیزم فکر کنم گرفتاری و مشغله ت زیاد شده که فراموش کردی میوه بخری. یا بالعکس وقتی آقایون از همسرشون همچین خواسته ای دارند. 

فراموش نکنید که خانم ها نسبت به آقایون سمعی تر هستند و خیلی به ابراز محبت نیاز دارند. پیامبر هم فرمودند که  دوستت دارمی که مرد به زن میگه از قلبش بیرون نمیره. 

اما این مهمه که لحن گفتن کلمات خوب ،نرم و ملایم باشه یا حرکات و حالت صورت با کلماتی که میگیم متناسب باشه. کلمات احساسی و تعاریف باید به اون لحظه بیاد . مثلا وقتی یه خانمی غذاش سوخته ،همسرش بگه تو کدبانوی منی، ممکنه فکر کنه شوهرش داره مسخره ش می کنه.

اما همون طور که قبل تر عرض کردم قربون صدقه رفتن محدود به زمان خاصی نیست. مثلا مسلمه که وقتی همسرمون  برامون کاری انجام میده یا هدیه ای می خره باید ازش تشکر کرد و کلمات محبت آمیز گفت. بعلاوه برای ویژگی های خوبش ،رفتار خوبش در مهمانی روز قبل، میشه حرف های عاشقانه به زبون آورد و به گرمای زندگی اضافه کرد. 

تو روزای بحرانی با کلمات عاشقانه میشه به همسر اعتماد به نفس و آرامش داد بعلاوه وقتی بحرانی رو پشت سر می گذاریم و روزهای خوشحالی فرا می رسن هم زمان خوبی برای بیان کلمات احساسی هست. زن و شوهر موفقیت ها رو هم باید با همدیگه جشن بگیرن و برای ابراز علاقه فقط منتظر روز تولد و سالگرد عقد و ازدواج نباشن.

اما در مورد مکان ابراز علاقه لازمه گفت که هر کلمه ای مخصوص جایی هست. مثلا اینکه یه آقا و خانم تو جمع همدیگه رو عشقم صدا کنن وجه جالبی نداره ولی یه خانوم گفتن محترمانه و مودب برای خانمها قوت قلب زیادی هست. یا اینکه مردی بگه خانم من کدبانوئه یا خانم بگه همسر من پرتلاشه و خیلی برامون زحمت می کشه نتیجه مثبتی داره.

جلوی فرزندان هم باید ابراز علاقه البته غیر جنسی وجود داشته باشه تا بچه ها بدونن پدر و مادرشون همدیگه رو دوست دارن. 

در ادامه لیستی از  کلمات و جملات محبت آمیز رو براتون میگذارم. ان شاء الله به فراخور نیازتون ازشون استفاده و به گرمای زندگیتون اضافه کنید.

گلم، عمرم، جونم، روحم، روانم ، الهی قوربون اون چشات بشم، جیگر طلا، دورت بگردم، نفسم، عسل من، جون جونی، درمون دردمی، قند عسلم، عشق ( عمر، زندگی، نفس) من کیه؟، تو بهترین مرد/زن دنیایی، ان شاء الله همیشه سایه ت بالا سرم باشه، تو برام خیلی مقدسی، جونم فدای یه تار موت، خدا تو رو برام نگه داره، جیگرم، نازنین من، مرسی که هستی، گلی، عزیزم، تو زیادی دوست داشتنی هستی، جیگرتو خام خام بخورم یا بپزمش؟، قربونت برم، فدات شم، همیشه تشنه تم، عشقمی، تو مال منی، تو نهایت آرزوها و حاصل عبادات منی، عزیزکم، گفته بودم عاشقتم؟، نازنینم، نازم، تکیه گاهم توئی، برق چشمات منو می کشه، جیگرتو عشقه، قربون لبات،  کشته مردتم، عاشق این چشمای جذابتم، همه ی زندگیم، یکی یدونه، ملکه ی من، همسر زیبای من، دوستم، خانم خوشگله، آقا خوشگله، جون جونیه من، رفیقم، همیشه میخوامت، چی شد تو اینقدر خواستنی شدی، همه ی دنیامی، تو بهترین مرد/زنی هستی که ممکن بود خدا تو سرنوشتم قرار بده، می دونستی همه ی زندگیم هستی؟، چرا تو انقدر ناز داری آخه؟، تو بهترین دلیل زندگی من هستی، عاشق رفتاراتم، تو بهترین شانس زندگیه منی، خدا رو به خاطرت شکر، نمی دونم اگه تو رو نداشتم چی میشد؟

بعضی کار ها و رفتارا ابراز علاقه مستقیم نیستن ولی خس خوبی رو منتقل می کنند و شاید بهشون بشه گفت " قربون صدقه ی پنهون "!

خانم ها دقت کنید که برای آقایون به استقبال رفتن خیلی اهمیت داره. به گرمی به استقبال همسرتون برید و بهش خسته نباشید بگید ،اگه حوصله داره ببوسیدش اگرم نه که هیچی ، بعضی آقایونم خیلی خوششون میاد همسرشون باهاشون دست بده . برای همسرتون (خانم یا آقا) روی کاغذ رنگی با ماژیک یا رژ پررنگ کلمات عاشقانه بنویسید و وقتی میره بخونه شما کنار در وایسید و نگاهش کنید.

خانمها یا حتی آقایون می تونید وقتی همسرتون ازتون چیزی میخواد ضمن ادای احترامی نظامی بگید اطاعت فرمانده، یا مثلا زن یا مردی خسته ست همسرش می تونه بهش بگه "عزیزم برو استراحت کن خیلی خسته شدی" شاید این به ظاهر قربون صدقه نباشه ولی تاثیر خوب و مثبت و بار احساسی مطلوبی داره، "عزیزم ظرفا رو امروز من میشورم" که آقایون بگن هم برای خانمها مصداق قربون صدقه داره:). 

البته اینها همه به سلیقه شما و همسرتون بستگی داره و فقط نمونه و مثال هستند.

نظرتون چیه؟!

چقدر موافق بودید؟!

 

اشعار قربون صدقه,    دیکشنری قربون صدقه,   عکس نوشته قربون صدقه رفتن,    قربون صدقه رفتن لاتی,  متن قربون صدقه رفتن دختر,   متن قربون صدقه رفتن پسرم,    نحوه قربون صدقه رفتن شوهر,    کلمات قربون صدقه رفتن همسر

۰ نظر ۱۱۹۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم

من در بست در اختیار شوهرم بودم... یعنی تو بدترین حال و اوضاعم برای شوهرم بهترین بودم... ، کارهایی که من واسش کردم تو این دوره زمونه هیچ کسی نمیکنه ... ، اما خوب محبت های من بی دریغ که نبود. بی انتظار که نبود ...

خودم دوستش داشتم، بهش نیاز داشتم برای همین بهش محبت میکردم تا بهم محبت کنه ... ، من هر روز گریه میکردم و و مدت ها از ازدواجم به شدت پشیمون بودم، چون همسرم دیوار بود، یعنی هیچ حرفی نمیزد ، روزی که صداش و میشنیدی اون صدا صدای اعتراض بود، اونم به شکلی که میکوبوندتاااا ، براشم فرق نمیکرد که جلو کی باشه ... ، بیشترین تعریفش از ظاهرت این بود که  بهت میاد ، شوخی ؟ خنده؟ هههه... اصلااااا

شوهرم تو خیابون حتی کنارم راه نمیرفت ... جلوی مهمون ها با فاصله ازم می نشست...منم می نشستم کنارش صاف صاف نگام میکرد میگفت برو اونور زشته ... یا صداتو بیار پایین ... ، تو حسرت این بودم بریم مهمونی برای من یه قاشق بذاره جلوی من... میدیدم شوهران دیگران سالاد و ماست و برنج و .....

در مسائل زناشویی هم در ۷۰ درصد مواقع من پیش قدم بودم... اما بارها هم از این ناحیه کوبونده شدم و میگفت نه امشب نه ... هر وقت هم می اومد تو اتاق یه بهونه هایی می آورد که من ازش رابطه نخوام... مثلا در رو باز میذاشت ... یا میگفت سرم درده،  کمرم درده ... یا خسته م .

البته خوبی هاش خیلی بود ... مثلا یه مرد به تمام معنا بود. هیچ وقت نشده با دوستاش بره بیرون واسه تفریح... یا تنهایی بره مسافرت... یه خونواده دوسته به تمام معنا بود ... حواسش به کم و کسریه من و خونه بود. سالم بود ... تمیز بود ... عاقل بود ... شخصیت اجتماعیش بالا بود ... همه به گزیده گویی و نجابت می شناختنش ... ظاهرش خوب و برازنده بود ... و توی مردان اطرافش یه سر و گردن تو خیلی چیزها بالا بود . 

این مرد الان یه فرشته ست تو خیلی از زمینه ها ...

بهم زنگ میزنه... اس میده... ابراز دلتنگی و دوست داشتن میکنه... همه ش میگه بیا بشین پیشم ... ازم تعریف میکنه تو خیلی چیزها ... این اواخر ازم میپرسه دوسم داری؟ زندگی با من برات دلچسبه؟ (فکر کن اون از من میپرسه یه زمانی من اینا رو بهش با گریه میگفتم) ... پیش خونواده ش طرف منو میگیره ... توی یه دفتری که مال ثبت کارهاشه یه جا خوندم که نوشته بود خدایا شکرت واسه اینکه زن خوبی دارم ... همسرم ۱۸۰ درجه نسبت به قبلش عوض شده... بهم تکیه میکنه ، بهم اعتماد داره، رو من حساب میکنه ... قبولم داره ...

تغییرات مثبت این اواخر هم اینه ... باهام درد و دل میکنه ... از اتفاقات روزمره ش باهام حرف میزنه ... منو به حرف زدن وادار میکنه ... شوخی میکنه باهام بیا و ببین ... کشتی میگیره ... دلقک بازی در میاره تا بخندم ...هههه .

دستمو تو خیابون محکم میگیره، حتی بعضی وقت ها دستش رو میندازه دور و کمرم و باهام تو خیابون شوخی میکنه ... همین الانم که دارم پست میذارم پای لب تاپ خودشه و هی میگه رویا این برنامه رو بیا ببین این بازی رو نظرت چیه؟ یا از پیام هایی که تو بازی بین بچه ها رد و بدل میشه با صدای بلند برام میخونه و میخنده ... تازه داشت میومد خونه زنگ زده میگه خانومم کجاست که سه ساعته از من خبری نمیگیره ...

این چیزهایی که دارم مینویسم حاصله ۲ سال و نیم زحمته بی وقفه ی منه... دو سال تلاش بدون نا امیدی ...

در مرحله ی اول 

تو زندگی، روی از خودم پایین تر زوم شدم و خدا رو هزار بار شکر میکردم به خاطر اینکه همسرم یه سری خوبی هایی داره که اگر نداشت معضل لاینحل بود واسم ... ، همیشه میگفتم اگر عاشق نیست اما مرد زندگیه ... حالا تو مثال های بالا به خوبی هاش اشاره کردم... خدایی بهش نگاه میکردم و خوبی هاش رو از خاطرم میگذروندم ...

مرحله ی دوم

زوم شدن تو حرف هاش بود ... خیلی از مشکلات با گوش دادن به انتقادات شوهر حل میشه... یعنی یه زن عاقل این انتقادات میشه براش فرصت ...

خوب اونم از من نارضایتی هایی داشت ... مثلا من اصلا خونه داری بلد نبودم ... شلخته بودم ... من بلد بودم فقط غذا درست کنم ... دیگه هیچی ... این عیبم رو تا درصد بالایی رفع کردم... واقعا الان جلو همه میگه فلان غذای یا فلان کار رویا تو خونه داری نظیر نداره ... 

دیگه اینکه وقتی از یه زنی تعریف میکرد از اون زن ایده میگرفتم. طوری که دیگه اون زن دیگه براش بت نبود ... میگفت زن من ... زن من ... زن من

یه بار فقط یه بار بهم گفت زن که غر میزنه از چشم می افته ... دیگه غز نزدم ... ، خلاصه به انتقاداش گوش کردم و رفع شون کردم ... . 

مرحله ی سوم

من خواهرم رو با سکوت روانی کردم ... ، خسته شدم ار بس بهش گفتم بهم محبت کن بهم خوبی کن برام کم نذار ... ، بابا شخصیتم له شد ... برای همین دیگه وقتی ازش بدی میدیدم فقط سکوت ... البته نه اینکه شورش در بیاد تا اخلاقش رو اصلاح میکرد زود به عنوان پاداش مهربون و شاد میشدم ...

زن خوب و دانا همیشه خوبی میکنه تا وقتی محبتش رو از شوهرش دریغ کرد شوهره جای خالیش رو بفهمه و اون شروع کنه پارو زدن ...

با سکوت خیلی به شخصیتم جلا دادم ...

یه وقت هایی خوب حرکتش توهین بود ... یعنی اصلا بحث حیثیتی بود ... اونو قهر میکردم اساسی... حتی تو چش ماش نگاه نمیکردم ... وااای اون داد میزد به من نگاه کن به من نگاه کن ... اما راز کارم این بود که وقتی اون لحظه معذرت میخواست و کوتاه می اومد من همه ی خواسته های مربوط به اون موضوع رو میگفتم و دلایلم رو می آوردم و اونم می پذیرفت ... و در جا آشتی میکردم... یعیی اون توهین اولیه رو از ذهنم پاک میکردم ...

نشده تا حالا بگم آهااااا یادته اون روز هم به من این حرف رو زدی؟

بزرگترین دلیل موفقیتم خونسردیم بود ... ادامه ندادن بحث تو زمان عصبانیت اون ... هیچ وقت باهاش دهن به دهن نشدم، اما تا شرایطش میشد و میدیدم پذیرای حرفامه، انتقادات سازنده و بزرگی ازش میکردم... یه انتقاداتی که در زمان های دیگه شاید محکم میزد تو دهنم ... هههه

اینم بگم هیچ وقت از خونواده ش بدی نگفتم، حتی با اینکه برادر شوهرم اسیرم کرده بوده و ... باز تو شرایطش که میشد حرفام رو میزدم و نارضایتیم رو میرسوندم ...

زبون درازی ممنوع ... اشک و گریه سر هر چیزی ممنوع ... طوری که الان وقتی گریه میکنم التماسم میکنه گریه نکنم ... چون نذاشتم لوث بشه ...

دیگه اینکه وقتی دیدم همش سرش تو بازیه منم هم پاش شدم ... تفریحاتش رو منم زوری خودم و  وارد شون کردم... مثل های قشنگ براش خوندم ... از رابطه ی بابام اینا یراش گفتم... چون مردان اصلا دوست ندارن با کسی مقایسه شن اما من با تعریفاتم از خونواده ی خودم هم اون رو تشویق کردم هم مقایسه ش کردم این جوری بهش بر نمیخورد ...

همه ی اون موارد بالا یه طرف این حرفای بعدیم یه طرف ؛

من دست از آویزون بودن و گدایی محبت و وابستگی برداشتم ...

شاید ۶ ماهه نگفتم که دوستم داری؟ ازش انتقادات احساسی نکردم ... نگفتم چرا بهم بها نمیدی ... در عوض خودم به خودم بها میدادم جلوش ...

باور کنید عین یه پرنسس هوای خودم رو داشتم... چه ظاهر چه غذا چه ... ، منی که همش بغلش میکردم، همه ش لمسش میکردم، همه ش بوسش میکردم ...، همه ش میگفتم پس تو چرا این کار ها رو نمیکنی ... ؟ ، دست برداشتم ... الان اون این کار ها رو میکنه و البته جواب خوبی میگیره از جانب من ...

اون همه ش بهم مبگه چقدر عوض شدی رویا ... چقدر شخصیتت ثبات داره ... چقدر آرامش داری ... چون دیگه برای تامین التماسش نمیکنم... اجازه میدم اون تمایل به تامین پیدا کنه ...

اون عوض شد ... قبل از اون من عوض شدم ... ، هنوز خیلی با ایده آل هام فاصله داره ... ، منم با ایده ال های اون فاصله دارم ...

هنوزم وقتی یکی از بچه ها یه سیاستی رو رو میکنه من سرم سوت میکشه واااای رویا حواست نبود به این بُعد از زندگی ...

اما خوبیه کارم اینه که شش دانگ حواسم رو جمع کردم ... تیزه تیز ببینم که چی ممکنه زندگیم رو له کنه یا ببره تو اوج ...

هر حرکت اشتباهی تو زندگی اگر فقط یه بار انجام شه و ازش درس گرفته شه موفق میشیم

 

با شوهر بد اخلاق چه کنم, بدرفتاری با شوهر ,  , بدزبانی شوهر , شوهرم خیلی باهام بد حرف میزنه ,  , شوهرم خیلی بد اخلاق است چکار کنم

۰ نظر ۱۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم

سلام به دوستان وبلاگ زندگی برتر

من پسری ۲۸ ساله هستم که مدرک ارشد از یک دانشگاه دولتی دارم و ماهی حدودا ۳ تومن در ماه درآمد دارم، البته استخدام رسمی نیستم، خیلی هم تو این چند سال تلاش کردم که درآمدم بیشتر بشه اما نشد. 

با توجه به دو سه مورد خواستگاری که رفتم و شرایطی که خانواده های دختر و خود دختر داشتن البته حق هم دارن همه به این امید ازدواج میکنن که زندگی بهتری رو تجربه کنن (اما لطفا نگید که خواستگاری هم کفو خودت نرفتی یا طرف از تو پولدارتر بود که از همه لحاظ به قول خود شماها هم کفو بودیم متاسفانه هیچ وقت بهم نگفتن چرا بهم جواب رد دادن منم دلیلش رو نپرسیدم) و همچنین مطالبی که دخترهای این وبلاگ در مورد معیارهاشون دارن به این نتیجه رسیدم که آدم هایی مثل من که شرایط خوبی ندارن از نظر مالی، ازدواج نکنن خیلی بهتره.

دلیلش هم اینه که یه دختر به این امید ازدواج میکنه که زندگی بهتری رو به خصوص از نظر مالی داشته باشه، من نمیتونم به اون دختری که قراره وارد زندگیم بشه دروغ بگم. هر چند که تو این چند سالی که تنها و مستقل زندگی میکنم به تنهایی زندگی کردن عادت کردم به نظرم آدم هایی مثل من قید ازدواج رو بزنن هم واسه جامعه بهتره هم واسه خودمون.

این پیشنهاد من به پسرهایی مثل خودم بود که شرایط مالی خوبی ندارن.

موفق و پیروز باشید.

۰ نظر ۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

کسی نیاز جنسی دختری که نمی تونه ازدواج کنه رو درک میکنه ؟

شما هم دلتون خوشه

هیچکی نمیفهمه یه دختر وقتی فشار روش باشه و امکان ازدواج هم نداشته باشه باید چیکار کنه ؟ یه مرد میتونه صیغه کنه و هر وقت بخواد ازدواج کنه ولی یه دختر چی ؟ آخه کی میفهمه ؟ هر چی بگید واسه من توجیه نمیشه. وقتی توی نیاز های اولیه زندگیم موندم چه انگیزه ای دارم برای امام حسین سینه بزنم ؟

پاسخ :

سلام

همیشه به چنین کسانی توصیه میشه که مسائل جـ رو از اولویت های زندگی شون خارج کنن. دختری که شما شرح حالش رو بیان کردید اگه نمیدونه کی ازدواج می کنه یا اصلا دیگه امیدی به ازدواج نداره ، آیا این قضیه باید روی کل زندگیش تاثیر منفی بذاره ؟

این که میگن نیاز جـ مثل نیاز به غذاست به دروغه بزرگه . دروغی که باهاش میخوان بقیه رو در دنیا و آخرت بدبخت کنن . خدا امیال زیادی در وجود ما قرار داده . آیا می تونیم بدون قاعده از همه ی اونا ، در هر جایی که خواستیم استفاده کنیم ؟

همه زیبایی رو دوست دارن ، آیا میشه به صورت زیبای نامحرم نگاه کرد ؟! میل به زیبایی رو مگه خدا در وجود ما قرار نداده ؟ ما می تونیم به این بهانه که چنین میلی در وجود ما قرار داده شده ، خارج از ضوابط بهش بپردازیم ؟!

نمیشه هم به خدا توکل کرد و هم به مسائل جـ فکر کرد و بعد انتظار داشته باشیم که بتونیم خودمون رو کنترل کنیم . بنده نیاز جنسی دارم . ولی راه حلالی برای ارضای اون سراغ ندارم . باید چه کار کنم ؟ 

بهترین راه اینه که بگم خب ، گناه که نمی تونم بکنم چون خدا صراحتا به افرادی مثل من گفته که عفت پیشه کنید . عفت پیشه کنید یعنی چه ؟

یعنی فعلا دور کلیه مسائل جـ رو خط بکش . یعنی خودت رو در معرض تحریک شدن قرار نده . اگه تحریک شدی هر طور که می تونی مقاومت کن . 

مگه خدا سازنده ی بدن من نیست ؟! مگه بهتر از هر کسی بدن من رو نمیشناسه ؟ مگه نمی دونه من چه نیازهایی دارم ؟ مگه نمی دونه فلان نیاز رو میشه نادیده گرفت و فلان نیاز رو نمیشه ؟!

همین خدا میگه عفت پیشه کن ! حالا اگه من دوست ندارم عفت پیشه کنم ، نباید ازدواج نکردن رو مجوزی برای گناه کردن بدونم . 

اونایی که میگن ، نیاز جـ مثل نیاز به غذاست ، چرا در بین میلیاردها انسان ، یک نمونه رو مثال نمیزنن که کسی به خاطر عدم رسیدگی به این نیاز بلایی سرش اومده ؟! شما تو اخبار یا سایت های مختلف چنین چیزی دیدید یا شنیدید ؟!

اغلب اونایی که میگن نمیشه میل جـ رو نادیده گرفت ، کسانی هستند که عوامل و اسباب تحریکات جـ رو از خودشون دور نمی کنن . هی تحریک میشه و می بینه که نمیشه مقاومت کرد . بعد نظریه میده که نه نمیشه میل جـ رو نادیده گرفت .

همراهان قدیمی تر وبلاگ احتمالا یادشون هست که ، عده ای بعد از ترک خ ا  به سلامت جنسی خودشون مشکوک میشدن !!! میگفتن مثل سابق حس جـ ندارن ! نگران بودن که نکنه بلایی سرشون اومده !!!

میل جـ بر خلاف ادعاهای دروغی که میشه ، اگه مدتی بهش بها داده نشه ، مثل بچه ی خوب خودش رو کنار میکشه و به خواب میره ! اگه موقعیت حلال جور شد ، دوباره بیدار میشه !

برای بنده که چنین چیزی اثبات شده است . 

پس اگه موقعیت ارضای حلال میل جـ رو ندارید فیتیله ی اون رو بکشید پایین ، تا بتونید زندگی کنید.

۰ نظر ۵۹۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

کنترل کلاس در مدارس پسرانه

کنترل کلاس در مدارس پسرانه

عواملی که کنترل کلاس را برای معلمان سخت می کند :

 

۱ - ضعف حافظه کوتاه مدت دانش آموزان و عدم درک خواسته های معلم :

ممکن است بارها و بارها شما به یک دانش آموز  بگویید زمانی که تدریس می کنم حرف نزن ، یا بدون اجازه از جای خود بلند نشو ، یا ... . ممکن است دانش آموز برای مدت کوتاهی به خواسته ی شما عمل کند اما یک دقیقه بعد دوباره همان کارها را تکرار می کند ! 

۰ نظر ۱۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

صفحه پیشنهاد پست جدید

سلام

در کنار ارسال سوال و مطلب ، احساس میشه باید راه جدیدی برای طرح یک موضوع ایجاد بشه . خب این سوال پیش میاد که پیشنهاد پست جدید چه فرقی با ارسال مطلب یا سوال داره ؟

فرقش اینه که پیشنهاد پست جدید نیازی به توضیحات نداره ، شما می تونید در نیم خط ، منظورتون رو برسونید . یعنی می تونید یک سوال مطرح کنید یا بگید در مورد فلان موضوع مطلب بذارید .

۰ نظر ۸۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس همان خود باوری است که حالتی روحی و روانی است که ما بخاطر دلایل مختلف مانند اتفاقاتی که در گذشته رخ داده یا طرز فکر آن را داریم که میتواند زیاد باشد یا کم.

چطور اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم؟

اولین نکته ای که باید در این موضوع بدانید این است که برای افزایش اعتماد به نفس باید کمی سختی بکشید، شما ممکن است این موضوع را در هر وبلاگی یا سایتی دنبال کرده باشید و به نتیجه های چندانی نرسیده باشید چرا که آن ها فقط گفته اند که راه های افزایش اعتماد به نفس چیست ولی اینکه چگونه ان متن ها را به عمل در بیاورید توضیحی نداند پس من اول برای شما دوستان آن راه ها را از آسان به سخت مینویسم سپس اینکه چطور این روش ها را به عمل در بیاورید توضیح میدهم.
 

۱: مثبت اندیشی

۲: تحرک و فعالیت 

۳: آمادگی 

۴: صحبت با قاطعیت

۵: رفتار با اعتماد

حالا که راه های ایجاد اعتماد به نفس رو گفتم میریم سراغ به عمل در آوردن آن

۰ نظر ۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
مشاوره برتر

آدرس ما در شبکه‌های اجتماعی