سلام به همگی 

بنده  سال گذشته درسم تموم شد، یه مدتی دنبال کار گشتم ولی حالا به دلایل مختلف مثل راه و ساعت کاری و محیط و این حرف ها نشد که برم، اکثر جاهایی هم که من میخواستم برم اون ها سابقه میخواستن. خلاصه اینکه حدود ۱ ماه پیش یکی از دوستام بهم گفت که دوستش دنبال یه همکار میگرده و من اگه خواستی تو رو معرفی میکنم و بنده هم قبول کردم.

چون چند نفر بهم گفته بودن که باید یه مدت جایی کار کنی تا برات سابقه بشه و هم دستت راه بیافته، اوایل همه چی بر وفق مرادم بود، هم از نظر راه مشکلی نداشتم چون این خانم همکار خودش منو میبرد و میاورد و هم اینکه از نظر محیطی هم سالم بود. 

ولی یه مدت که گذشت فهمیدم این خانم سرو گوشش میجنبه با اینکه ایشون شوهر داره با چندین نفر دوست هستن و خب چون ما دفتر کارمون با کارفرما کاملا جداست، سر کار مدام با این آقایون حرف میزنن. 

اوایل از من خجالت میکشید و زیاد حرف های خاصی نمیزد ولی وقتی دید من هیچی نمیگم دیگه حرف های شرم آوری هم گاها میزنه، من واقعا از این موضوع اذیت میشم واقعا اعصاب و روانم بهم میریزه، از اقایون به شدت متنفر شدم از هم جنس های خودم بدم میاد، البته من این موضوع رو به مادرم گفتم چون به هر حال صلاح دونستم بگم ایشون گفتن یه چند وقت که رفتی برات سابقه شد بیا بیرون.

خودم هم همین نیت رو دارم، اینم بگم میدونم که اغفال نخواهم شد چون هم خوابگاهی بودم و هم شرایطش رو داشتم ولی دست به این کارها نزدم، میدونم هم که تا آخر عمرم با امید به خدا این کارها رو نمیکنم.

ولی خب خیلی عذاب وجدان دارم، هر روز برام عذاب آوره، اینم بگم رو این خانم هیچ نصیحتی اثر نداره چون چندین ساله این کار رو میکنه، الان از شما میخوام بهم بگین چیکار کنم؟، آیا درسته که اون جا بمونم؟ آیا قید آینده م رو بزنم؟، یا نه اون جا رو تحمل کنم؟، کسی تا حالا از این موضوعات تجربه داشته؟ (زندگی برتر)


تو رو خدا کمکم کنین دارم دیونه میشم