۱۳ مطلب با موضوع «مسائل پسران جوان» ثبت شده است

یه زمانی می گفتن کار دولتی خوب نیست، حقوق نمیدن ...

سلام
پدر من بازنشسته دولتی هستند، یادمه زمان ما میگفتن کارمندی بده، حقوق نمیدن، کار دولتی چیه، آزاد خوبه، من تجربی خوندم ولی پزشکی و این ها رو نیاوردم، صنایع غذایی خوندم، علوم پزشکی شهید بهشتی. ولی الان میبینم دولتی ها حقوق بیشتر میگیرن، ساعت کار کمتر، پنج شنبه ها تعطیل اند، زیر ۴ و پنج نمیگیرن، ولی شرکت ها پول خوب نمیدن، ساعت کاری شون از ۸ تا ۵ و پنج شنبه ها هم باید برن سر کار، دنبال کار میگردم ولی نیست. 
جایی هم باشه اینقدر دوره حقوقش هم ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰، من با رتبه خوبی هم این رشته رو قبول شدم ولی واقعا پشیمانم، خارج هم نمیتونم برم. الانم وضعیت طوریه که دخترها هم باید کار کنند و حقوق پدرم به زور کفاف میده و من سی سالمه به نظرتون چیکار کنم، یه دوست دیگه هم دارم اونم با ارشد بیولوژی رتبه ۲۰۰۰ کنکور و شاگرد اول اونم بیکاره، ولی من خیلی ها رو میشناسم با دیپلم و فوق دیپلم غیر مرتبط تو وزارت بهداشت و دانشگاه استخدام شدند!
  • زندگی برتر

چی میشه که بعد از یه مدت عشق کمرنگ میشه و بعد از بین میره؟

سلام

سوالی مدتی هست که ذهن منو به خود‌ش مشغول کرده و هیچ جوابی براش پیدا نکردم. حتی از سایت های مذهبی و روانشناسی هم سوال کردم، ولی هیچ کسی جوابی براش نداشت. سوالم اینه که چی میشه که بعد از یه مدت عشق کمرنگ و کمرنگ تر میشه و بعد از بین میره؟ 

از خودم بهتون بگم که عاشق یه دختری بودم و قرار ازدواج گذاشته بودیم و واقعا دوستش داشتم. بعد از یه مدتی رابطه مون بهم خورد یه چند ماهی سر این قضیه افسرده بودم ولی بعد از چند وقت این عشق کمرنگ شد و بعد هم از بین رفت. جوری که خودمم تعجب میکنم چطور به این زودی فراموش کردم کسی رو که واقعا عاشقش بودم. 

حالا این داستان رو من در زندگی خیلی از متاهلین هم میبینم، متاهلینی رو در اطرافم میبینم که واقعا یه روزی خیلی عاشق هم بودن و حتی چند سال قبل ازدواج هم با هم دوست بودن ولی بعد از ازدواج اون عشق آتشین فروکش کرده و حتی الان خیلی هاش به تنفر رسیده. متاهلینی که تعریف شون از عشق فرق کرده و میگن که کاش مجرد میموندیم. حالا سوال اینجاست که چی میشه عشق بعد از یه مدت کمرنگ میشه.

  • زندگی برتر

پسری 31 ساله و مجردم که همیشه از خودم ناراضی هستم

سلام خدمت همه دوستان و رفقا 

امیدوارم که همه صحیح و سلامت در کنار خانواده لحظات خوبی رو سپری کنید، سوالی که داشتم که خدمت دوستان بر میگرده به مشکلات روحی و روانی که دارم.

من جوان ۳۱ ساله و مجردی هستم، لیسانس دارم و داخل  یک ارگان بصورت پیمانکاری و با حقوق تقریبا ۶ تومن کار میکنم، خونه و ماشین هم دارم، انسان به شدت احساسی هم هستم.

سوال من اینه که همیشه از خودم ناراضی هستم، همه ش به مردم نگاه میکنم که چه کار میکنند، متاسفانه همیشه ی حس نارضایتی و مقایسه با اطرافیان تو وجودم هست که مغزم رو مثل خوره میخوره، بخوام مثال بزنم مثلا همیشه خودم رو سرزنش میکنم چرا شغل رسمی ندارم، چرا درسم رو ادامه ندادم تو مقاطع بالاتر، چرا مثلا فلانی رفت ارشد گرفت، چرا فلانی ازدواج کرد و من هنوز مجردم، چرا شرایط کاریم اونی که میخوام نیست، یه حس کمال گرایی مریض گونه ای هم در وجودم هست که اذیتم میکنه.

  • زندگی برتر

به واسطه شغلم مجبورم صورتم رو هر روز اصلاح کنم

من به واسطه شغلم مجبورم صورتم رو هر روز اصلاح کنم، سوالم از آقایان با تجربه است که آیا فوم بهتره یا خمیر یا ژل اصلاح، از ژیلت بلو ۳ استفاده میکنم کلا خیلی محدودم باید اصلاح روزانه بکنم، کدوم رو پیشنهاد میدید، اینم عرض کنم که یک بار موافق جهت و یکبار مخالف جهت اصلاح میکنم برای اصلاح بهتره افراد با تجربه کدوم رو استفاده کنم، فول و خمیر و یا ژل اصلاح کدوم اصلاح صاف تری و دقیق تری میده که مو باقی نمی نونه. (زندگی برتر)
  • زندگی برتر

اگه خدا هست پس کو ...؟

کسی ازم مطلبی راجع به ازدواج پرسید، برای منم سوال شد گفتم اینجا بگم بلکه با هم همفکری کنیم، از زبان خودش میگم؛
یه پسری بهم گفت در گذشته مذهبی و مقید منزوی بودم، اما طی بلوغ متوجه شدم باید فکر ازدواج هم باشم و بگردم دنبال مورد مناسب. منزوی بودنم باعث شد به انحراف کشیده نشم اما بالای ۲۵ سالم شده هنوز موردی پیدا نکردم، کلی دعا کردم به خدا اما فایده نداشت، چندین بار اقدام کردم با خانواده اما باز هم فایده نداشت.
نا امید شدم از ازدواج کردن، سراغ دوستی نرفتم. حقم یه همسر پاکه چون خودم پاک ام. بعضی آدم های کثیف دختر خوب تور کردن میگن عرضه داشتیم تور کردیم، تو هم تور کن اگه عرضه داری، منم میبینم خیلی نیاز دارم به همسر. از رو فشار جنسی اینو نمیگم بالاخره نیازه نمیشه انکارش کرد سرکوبی اون هم شدنی نیست اما خدا هم دعاهام رو نمی شنوه.
  • زندگی برتر

حدس می زنم دو قطبی باشم، از دانشگاه انصراف بدم؟

سلام دوستان واقعا نیاز به کمک تون دارم

من خیلی وقته که دچار افسردگی هستم. از بچگیم همین طوری بودم ولی خب اصلا پیگیر موضوع نشدم. حدس میزنم نوع دو قطبی داشته باشم، چون اکثر روز ها همه چیز برام پوچه ولی مثلا یه دفعه وقتی یه امتحان تو دانشگاه رو نمره بالایی میگیرم (در حالی که اغلب دانشجو ها هم نمره بالایی گرفتن و یه چیز عادیه) هیجانی میشم و خودم رو یه آدم خاص برای تغییر کره ی زمین میبینم و ...، ولی بعد از یه مدت دوباره به حالت قبلیم بر میگردم.

 یه مدت به دلایلی کاملا اتفاقی دانشگاه نرفتم و کمی تنها بودم احساس میکنم که حالم شدیدا خوب شده، یعنی دیگه هی هیجانی نمیشم، انگار از اول زندگیم تا الان من آرزوی تجربه ی همچین حسی رو داشتم، ولی الان که دوباره دانشگاه شروع شده دوباره دارم اذیت میشم.

  • زندگی برتر

روانشناسم ازم می خواد با یه دختر دوست بشم!

سلام 

پسرم و ۲۳ سالمه، مشکل روحی دارم، نمیتونم احساساتم رو بروز بدم و اکثراً احساساتم رو سرکوب میکردم، این مشکلم رو به هیچکس نگفتم به دلایلی، به خاطر همین از طریق اینترنت با یه دکتر روانشناس مشکلم رو در میون گذاشتم و از طریق چت و ویس بهم مشاوره میداد، اولین جلسه که با هم حرف زدیم دستوراتی بهم گفت منم به این دستورات عمل کردم و خدا رو شکر حالم بهتره، ولی در دومین جلسه از من چیزی هایی خواست که زیاد باهاش موافق نبودم.

ازم خواست که برای تقویت بروز احساسات با یه دختر خانمی دوست بشم و باهاش ارتباط عاطفی برقرار کنم و چون دختر احساساتی هست اگر با دختر حرف بزنم و همراهش باشم این ارتباط تو بهبودی مشکلم که بروز احساسات هست بهم کمک می‌کنه و حتی بهم گفت نترس اگه دیدی یه خورده اوضاع داره بد میشه کات کن.

  • زندگی برتر

آیا پیشرفت و تجرد در جامعه ما تبدیل به یک پرستیژ شده است؟

ما ایرانی ها در فرهنگی بزرگ شدیم که بیشتر جمع گرا هستش (برعکس بعضی فرهنگ ها که فرد محور هستن). در یک جامعه جمعگرا مثل ما تشکیل خانواده و داشتن فرزند یک ارزش مهم محسوب میشه. اما من چیزهای متناقضی هم دارم در اطرافم میبینم. مثال میزنم؛

در نزدیکان من یک پسر ۴۰ ساله هستش که پزشک متخصص هستن. تا ۳۸ سالگی درگیر تمام کردن تخصص بود‌. و الان هم داره طرح رو میگذرونه. با وجود این که به عنوان پزشک عمومی میتونست صاحب شغل بشه ولی ۵ سال مشغول درس خوندن برای قبولی در آزمون تخصص بود. و البته از طرف خانواده هم کاملا تامین هستن ایشون و خانواده بسیار خوبی دارن ولی حتی با وجود تامین ۱۰۰ درصد باز هم تن به ازدواج نمیدن و احتمالا تمام فکر و ذکرش درگیر تاسیس مطب هستش. 

در واقع ایشون سال های زیادی رو صرف رسیدن به جایگاه بالای اجتماعی کردن و یه جورهایی اگه باهاش صحبت کنید میگه من خودم رو درگیر زن و بچه نکردم و فقط به پیشرفت خودم فکر کردم. مورد مثل این زیاد دارم میبینم که پیشرفت خیلی مهم شده و ازدواج و بچه و تن دادن به یک زندگی معمولی اصلا جایگاه خوبی نداره. 

  • زندگی برتر

فقیر فقیر تر میشه، پولدار پولدار تر میشه

سلام

موضوعی که میخوام مطرح کنم، مطمئنا دغدغه اکثر شما هم هست؛ منتها این دغدغه، مثل ازدواج یک دغدغه آشکار نیست؛ بلکه دغدغه ای پنهان اما مهم و اساسیست.

ببینید، بحث ما ربطی به سیاست نداره، گرچه متاسفانه همه چی تحت سلطه سیاست هست؛ چه در ایران چه در جهان، اما این مقوله، یک بحث فرا سیاسی و جهان شمول است که نه تنها در ایران، بلکه در آمریکا، چین ،انگلیس و غیره حکم فرماست.

چرا نظام زندگی باید طوری باشه که پولدار هر روز پولدار تر و فقیر هر روز فقیر تر بشه؟

شاید به ثروتمندان وبلاگ بر بخوره، اما همین ثروتمندان پیش خودشون بگن، مگه یک انسانی که ثروتمند نیست، توانایی نداره؟، استعداد نداره؟، ایده نداره؟

بذارید واضح تر بگم؛

  • زندگی برتر

اولین ملاقات با دختر مورد علاقه

سلام 

نمیتونم قول بدم سوال باشه، خودم هم مطمئن نیستم، ولی نظرات تون واسم ارزشمنده، پس چیزی میدونین دریغ نکنین، مخصوصا خواهرهای عزیز که شاید نکته ای کنکوری داشته باشن و مفید باشه واسم.

مورد دیگه اینکه سعی کنین قضاوت نکنین میدونم سخته ولی ممنون میشم! و اینکه استثنایی هم اگه هست لطف کنین بفرمایید. 

دوست نداشتم از این جور سوالات و پست ها بذارم ولی خب یه دغدغه کوچیکی پیش اومده پرسیدن بهتر از نپرسیدن هست، به هر حال دوستان خوبی هستن که مشورت بدن.

من با یه بنده خدایی یعنی یه دختر خانومی در ارتباطم، بصورت مجازی حدود ۱ سال هستش که چند ماهش رو بذارین کنار چون چند ماه ارتباط قطع شده (به دلیل کنکور و دیگر مسایل)، یه بارم قرار شد ملاقاتی صورت بگیره ولی نشد، مطمئنم نیستم به صلاح بوده یا نه، درست حدس زدین ! واسه من آسون نبوده و نیست و یحتمل نخواهد بود!، طوری که مطمئنم اگه شرایطش پیش بیاد من لنگ میزنم و گند میزنم به همه چی. 

  • زندگی برتر

ما هم از دختران گله داریم

سلام 

من بعنوان یه پسر که تجربه چندین خواستگاری داشته، خواستم یه کم درد دل هامون را بگم ، واقعا دلمون پر از خون هست از دست بعضی دخترها.

ببینید دخترا فقط همیشه حق را به خودشون میدن . ما هم انتظار داریم وقتی تحقیق کردن و حسابی ریز و درشت زندگی مون را از لای پرونده های خاک خورده مون در آوردن ، وقتی خواستگاری دعوت مون کردن حداقل یه کم با انصاف و احترام برخورد کنن. 

یه خونه ای رفتم خواستگاری، همون لحظه اول که دختره خانومه نگام کرد متوجه شدم که اصلا از قیافه من خوشش نیومد، بعد شروع کرد با برادرزاده اش شوخی کردن و آروم خندیدن .( دختره هم زیاد تحفه نبود ...) .

یا یه جایی دیگه رفتم دختره وقتی منو نگاه می کرد ابروهاش را بالا می انداخت ، می دونستم تو ذهنش داشت چی می گفت ! بالاخره ما هم می فهمیم اتفاقا برعکس خانم ها ، که فکر می کنن پسران پخمه هستن هیچی نمی فهمن این طوری هم نیست ، ما به به جزییات خیلی دقت می کنیم ریز بین هستیم.

  • زندگی برتر

مردان قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن؟

سلام

راستش سوالی ذهن منو درگیر کرده که هر چی فکر میکنم به جوابی نمیرسم. گفتم اینجا مطرح کنم شاید جوابمو گرفتم.

سوالم اینه که واقعا مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ یا اصلا بر چه اساسی زن چاق دوست داشتن ؟

چون اگه به زندگی اطرافیان مون نگاه کنیم ، مثل پدر بزرگ ، پدر خودمون و یا حتی قدیمی تر ها میبینیم با خانم های چاق ازدواج میکردن. اصلا زن لاغر رو آدم حساب نمیکردن. الان هم به جوون های امروزی توصیه میکنن ،زن چاق بگیر. زن باید چاق باشه. خب این یعنی چی ؟ زنی که لاغر باشه حق نداره انتخاب بشه  برای ازدواج ؟ تازه قدیمی ها میگفتن به دختراشون غذا زیاد  بخور. دختر باید چاق باشه. باید جون دار باشه.

  • زندگی برتر

بهترین درسی که می تونید به یه نوجوان بدید چیه؟

سلام خدمت همه کاربرای عزیز و فهمیده 

بنده این وبلاگو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اینجا میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم

گاها بعضی دوستان این قدر مطالب خوب و پخته شده و ازروی تجربه های خودشون میگند که من واقعا احساس میکنم  چشمم به بعضی از واقعیتها روشن میشه

ولی‌ از همه بیشتر اون نظراتی که خالی از احساسات و عقده ها و کینه ها بوده روی من تاثیر مفیدی گذاشته 

من گاها اگر وقت داشته باشم سعی میکنم خیلی از پست ها و حتی بعضی از پست های قدیمی و نظرات بعضی از دوستان که واقعا پخته و از روی اطلاعات بالا نوشته شده رو بخونم

زیاد وقتتونو نگیرم تو این پست از همه دوستان خواهش میکنم یه لطفی بکنند و به این سوال من از ته دل پاسخ بدن

اگر یه نوجوونی پیش شما بیاد و از شما بخاد که بهترین درسی که از زندگیتون گرفتید و فهمیدن اون برای اون نوجوون میتونه  بسیار تو زندگیش  تاثیرگزار باشه و  باعث خوشبختی و موفقیتش بشه چی بهش میگفتید؟(زندگی برتر)

  • زندگی برتر
-------------------------------------------------------------------------------------
به وبلاگ زندگی برتر خوش آمدید.
-------------------------------------------------------------------------------------
در این وبلاگ می توانید سوالات خود را در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی مطرح بفرمائید . پاسخ هایی که در وبلاگ زندگی برتر ارائه می شوند "جنبه مشورتی" دارند نه "مشاوره" . برای دریافت مشاوره به افراد متخصص مراجعه فرمائید.
بنابراین قبل از اجرای آنها در زندگی ، تصمیمات نهایی تان را با افرادی مورد اعتماد در میان بگذارید . شرعا و قانونا ، مسئولیت آسیب های وارده به خاطر عدم اجرای این توصیه بر عهده ی خود شخص خواهد بود.
-------------------------------------------------------------------------------------
حضرت علی علیه السلام:
هر گاه به مشورت نیازمند شدی ، نخست ، از مشورت با "جوانان" شروع کن ،‌زیرا ذهن آن ها تیزتر و حدس آنان ،‌سریع تر است.
پس مسئله را به میانسالان و پیرمردان ، واگذار تا در آن نقادی کرده ، بهترین را برگزینند ؛ چرا که تجربه آنان بیشتر است.
-------------------------------------------------------------------------------------
موضوعات